
فقطكيبرد موبايلم همراه منه
وقتي حالم معموليه يا سرم شلوغه نمينويسم
فقط وقتي كه خيلي ناراحتم با خيلي خوشحالم مينويسم
ادمم ديگه،اعتدال تو ادميت وجود نداره
فعلا
فعلا كه عصبانيم
ميبينم كه نياز به هيچ كي ندارم خودم همينطوري هم خوشحالم
(البته فعلا اين حس منه) حتي به فكرم افتاد از كار كنار بكشم
احساس خستگي دارم
دعا ميكنم براي خودم
خودم رو دوست دارم
همينش خيلي مهمه
برچسب:
نویسنده: پرهام طاهری
چقدر من دیدنِ تو را دوست دارم.
برچسب:
نویسنده: پرهام طاهری
چهارشنبه ي ١٧ خرداد دوستت ندارم
برچسب:
نویسنده: پرهام طاهری
برچسب:
نویسنده: پرهام طاهری
برچسب:
نویسنده: پرهام طاهری
اخرین پاداش مرده ، ان است که دیگر نمیمیرد
برچسب:
نویسنده: پرهام طاهری
ميل رفتن ندارتد و
امشب هم مهمون من شدند
شادي از در خونه رد شد و سلامي كرد
قول داد زود برميگرده
گفت اب و جارو كن زودي ميام
قدمت روي چشم شادي
بيا كه ميخوام محكم بغلت كنم تا بوي تو رو بگيرم
ميخوام به همه سرايتت بدم
ش ا د ي ي ي ي
برچسب:
نویسنده: پرهام طاهری
اخرين ديالوگش خيلي باحاله
زن. صبح از خواب بيدار ميشه ميبينه كنار همكار مردش بيدار شده و ميخواد جيغ بزنه
البنه معلومه كه شب مست كرده بودند
مرده ميگه :
بيخودي جيغ نكش، خيلي هم خوشت اومده بود( انتظار داشتم بگه اتفاقي نيفتاده نگران نباش )
ولي فيلم منو سورپرايز كرد:)
برچسب:
نویسنده: پرهام طاهری
چهارشنبه ي ١٧ خرداد دوستت ندارم
برچسب:
نویسنده: پرهام طاهری
ترسها ما رو مي ترسونن
برچسب:
نویسنده: پرهام طاهری
يه پنبه بذاريد سر "ترسدونيتون" اونقت ميتونين به جلو حركت كنين
برچسب:
نویسنده: پرهام طاهری
برچسب:
نویسنده: پرهام طاهری